خدیجه! مرا ببخش...

زن این را گفت و خود را روی قبری انداخت که به اندازه ای بالاتر از اطرافش بود و سایبانی در کنار آن قرار داشت.

زن خود را جمع کرد و دوباره فریاد زد:"خدیجه!مرا ببخش"

اکنون پس از سالها می خواهم با تو درد دل کنم. مرا می شناسی؟ من نفیسه ام.

پس از سالها بی خبری اینک پیش تو آمده ام . چند روزی است که من هم مسلمان شده ام فقط چند روز...

 مکه به دست مسلمانان فتح شده است. یازده سال از روزی که تو ما را ترک کردی می گذرد و ده سال از هجرت همسرت!
ادامه نوشته

تاریخ تحویل پروژه های معماری (نیمسال دوم 89-90)

تجلی شیدایی


به مناسبت سالگرد شهادت شهید آوینی و شهید یزدانپرست (از شهدای دانشکده معماری دانشگاه علم و صنعت) دفتر فرهنگی معماری و شهر سازی برگزار می کند:



برگزاری سمینار تکتونیک 2


برگزاری سمینار تکتونیک با ارائه مهندس صدیقی

زمان : دوشنبه 9 اسفند ساعت 13 تا 14

مکان : آمفی تئاتر دانشکده معماری

 

 

 

معرفی سایت greatbuildings

www.greatbuildings.com

سایتی جامع و مورد استفاده برای همه ی معماران.این سایت دروازه ای به معماری در سراسر جهان و در اسناد تاریخ هزاران ساختمان، و صدها نفر از معماران برجسته ، به همراه عکس و طراحی های  معماری، نقشه ها و جداول زمانی ، مدل های 3D ، تفسیر ، کتابشناسی ، لینک وب و ... است.

شما می تونید دز مورد بنایی که در  مکانی خاص ، توسط معماری خاص ، با یک کاربری خاص ، و در سبکی خاص ساخته شده است اطلاعاتی کامل ( که در بالا ذکر شد) به دست آورید.

شاید تنها نقد وارد به این سایت ناکامل بودنش باشه اون هم به این دلیل که اطلاعات مربوط به همه بناهای مهم و معروف در این سایت وجود نداره.

ارسال کننده:                    

مهسا صالحی فر

اربعین حسینی

 

جوشش خون شهید خاشاک ستم را به بازی گرفته و طوفان اعتراضی که با تندر فریاد زینب و خروش پرشور زین‌العابدین (ع) آغاز شده،‌ارکان جنایت و قساوت را به لرزه افکنده است. چهل روز است آسمان در سوگ قربانیان کربلا خون می‌گرید. چهل روز است هستی داغدار حسین است؛ بکی علیه الارض و السماء بکی علیه الجن‌فی‌الظلماء.

چهل روز است هر سبزه می‌روید، هر گل می‌شکفد، ‌هر چشمه می‌جوشد و حتی خورشید در طلوع و غروب سوگوار مظلوم قربانگاه عشق است. چهل روز است که انقلاب از زیر خاکستر قلب‌ها شراره می‌زند.

آنان که رنج بزرگ پیمان‌شکنی بر جانشان پنجه می‌کشد و همه آنان که شاهد مظلومیت کاروان تازیانه و اشک و اندوه بودند، و همه آنان که وقتی به کربلا رسیدند که تنها غبار صحنه جنگ و بوی خون تازه و دود خیمه‌های نیم‌سوخته دیدند اینک برآشفته‌اند، بر خویش شوریده‌اند، شلاق اعتراض بر قلب خویش می‌کوبند و اسب جهاد زین می‌کنند.

چهل روز است که یزید جز رسوایی ندیده و جز پتک استخوان‌کوب فریاد نشنیده. چهل روز است استبداد بر خود می‌پیچد و حق در سیمای کودکانی داغدار و دیدگانی اشکبار و زنانی سوگوار رخ نموده است.

اینک هنگامه بلوغ ایثار است. هنگامه برداشتن بذری است که در تفتیده‌ترین روز در صحرای طف در خاک حاصلخیز قتلگاه‌ افشانده شد.

نهال نورس اصغر به ثمر نشسته است. درخت تناور قامت عباس میوه‌های معطر و ناب صدق و صفا و وفا به رهگذران و رهروان می‌بخشد.

اربعین است. کاروان به مقصد رسیده است. تیر عشق کارگر افتاده و قلب سیاهی چاک خورده است. آفتاب از پس ابر شایعه و تهمت و دروغ و فریب سر برآورده و پشت پلک‌های بسته را می‌کوبد و دروازه دیدگان را به گشودن می‌خواند.

اربعین است. هنگامه کمال خون‌، باروری عشق و ایثار، فصل درویدن، چیدن و دوباره روییدن. هنگامه میثاق است و دوباره پیمان بستن و کدامین دست محبت‌خیز است تا دستی را که چهل روز از گودال به امید فشردن دستی همراه برآمده بفشارد؟ کدامین سر سودای همراهی این سر بریده دارد و کدامین همت ذوالجناح بی‌سوار را زین خواهد کرد و در کربلایی که امروز به وسعت جهان دامن گسترده،‌ حسین را یاوری و همراهی خواهد نمود؟

زندگی یعنی ؛

 زندگی یعنی ؛                      

               یک سار پرید....

                                  از چه دلتنگ شدی .... ؟!

                                                            دلخوشی ها کم نیست.

گاهی مرا فکررفتن به سرزند؛  پر ازگاه پرکشیدن و بال زدن در نور می شوم ...

اما تیک تیک ثانیه  شمارها مرا از خود می رهاند و افسوس که یاد   این سفر بزرگ ، به اندک زمانی خلاصه می شود!

خوانده ام از امیر مومنان ، حضرت علی(ع)،که فرموده اند : مردن از شما آغاز نشده است و به  شما پایان نخواهد یافت.دوست شما به سفر می رفت ، اکنون بپندارید که به یکی از سفرها رفته ؛  اگر او باز نگردد.... شما به پیش او خواهید رفت .

وچقدرصعب وسخت است گذشتن ازلحظات باهم  بودن و رسیدن به اوقاتی که تنها با یاد گذشته ها و در کنار سنگی سرد ، به هم می رسیم. سخت است اما باید گذشت ،  زندگی هنوز در جریان است ، حتی برای آنانکه رخت بربستند و بارسفر بردوش، رفتند...!

کدام دانه فررفت که نرست؟                                         چرا به دانه انسانت این گمان باشد؟

باید عبرت گرفت چراکه به فرموده امیر مومنان (ع)  عبرت ها فراوانند  وعبرت  پذیران  اندک !

حیات و ممات هردو آزمایش اند و ممات از آن جهت که صبر و شکیبایی بازماندگان در غم فراق پرکشیده ازدنیا، آن هم به قصد قربت الهی، بهره و پاداشی است برای آنان.

تمام اینها  مقدماتی بود برای فتح باب  تسلیت؛

تا تسلایی بخشیم و از طرف دانشجویان دانشکده معماری وشهرسازی ، در گذشت پدر گرامی استاد محترم دکتر جهانبخش را به ایشان و خانواده محترمشان تسلیت گوییم.

ازخداوند منان خواستار آنیم که ایشان را مغروق رحمت بیکران  خود سازند  و بازماندگان ایشان را صبروشکیبایی بخشند.

یه اتفاق مهم!

یه اتفاق مهم!

یه تبریک دیگه

یه افتخار دیگه واسه دانشکدمون

با خبر شدیم که استاد محترم، جناب آقای مهدی حمزه نژاد به عنوان دانشجوی نمونه کشوری معرفی شدند.

ما هم به نوبه خودمون این انتخاب شایسته رو از طرف همه دانشجویان دانشکدمون به ایشون تبریک میگیم و امیدواریم بیش از پیش موفق باشند.

 برای دیدن لیست کامل دانشجویان نمونه کشوری می تونین به لینک زیر مراجعه کنید.

http://iusnews.ir/?pageid=122032

دیکتاتوری مواد و مصالح(2)

دیکتاتوری مواد و مصالح(2)

(بررسی نقش مواد و مصالح طراحی در شکل گیری مولد های اولیه با نیم نگاهی به پردیس سینمایی ملت)

آیا معماران بزرگ واقعا دچار این گره های ذهنی شده اند؟

موضوع اينه كه اين گرايش طراح به بكارگيري يه متد خاص در طراحي براي طراحان باتجربه تر عيب كه نيست به نوعي امضا هم حساب مي شه اما مساله در اينه كه براي دانشجويان معماري دقيقا به يه فاجعه شباهت داره يعني درست درزماني كه شما بايد از خلال تجربه ي هندسه های متفاوت راه خودتون رو پیدا کنین این اشتباه باعث میشه بخشی از تجربیاتتون رو بلوکه کنین.

انجمن علمی قراره فیلم فوق العاده ای رو از مراحل اولیه تا پایان پروژه ی طراحی فرانک گهری  نمایش بده البته من فقط از دیدن یه قسمت 4-5 دقیقه ای این فیلم  بحث رو باز می کنم به نظرم اگه تا این جا هم بحث باز نشده با این مثال ها حل می شه توی این فیلم مراحل طراحی گهری از اون ابتدا تاپایان کارنماشی داه میشه.گهری ابتدا با ورقه های کاغذ( یا مقوا ) شروع به شکل دادن حجمش می کنه و مدتها روی ترکیب حجمی کار میکنه بعد از اون ماکت تحویل تیم رایانه ای مرکز میشه و اون ها ماکت رو 3d کرده و به کانسپت از طریق کار بارایانه غنا می بخشن. مثال بعدی شاید زاها حدید باشه که بعد ازاین که روی کاغذ به یه سری اتودهای اولیه میرسه باقی مراحل رو ادامه میده . کالاتراوا از طریق بازی با یه سری عناصر کابل مانند و مکعب و غیره به مولد اولیه میرسه و فرشیدموسوی از طریق محاسبات ریاضی ... همه و همه رو گفتیم تا در نهایت به این برسیم که هر نوع ایده ای با توجه به ویژگی های ذاتیش به خصوص  در مراحل اولیه طراحی به بستر مناسبش نیاز داره.

 

ادامه نوشته

دانلود کتاب هند بوک معماری

این کتاب هم مثل نویفرت درباره استانداردهای طراحی توضیح داده، به نظر از نویفرت جامع تر میاد، از استانداردهای فرودگاه و ترمینال و مکانهای عمومی تا بیمارستان و ...

نام کتاب : هند بوک معماری
تعداد صفحات : 301 صفحه
زبان : فارسی

  دانلود کنید

ارسال کننده:                    

فاطمه خسروشاهی

دیکتاتوری مواد و مصالح(1)

دیکتاتوری مواد و مصالح

(بررسی نقش مواد و مصالح طراحی در شکل گیری مولد های اولیه با نیم نگاهی به پردیس سینمایی ملت)

دیباچه (1)

به تصاویر زیر نگاه کنید: (اول قرار بود عکسهایی از کارهای بچه های دانشکده بذاریم اما بالاخره بابت این که بعدا کسی دبه درنیاره رضایت دادیم روی کار کسایی صحبت کنیم که کمتر به ما دسترسی دارن!)

نکته ی مهمی که وجود داره اینه که اگر فرض رو بر این بگیریم که هر کدوم از طرح های بالا پاسخ مناسبی به مساله ی طراحی بودن و معمارانشون (به تعبیر چند سال آینده!) مواد و مصالح متناسب با طرح ذهنی خودشون رو برای ساختن و به نمایش درآوردن طرحشون به کار گرفتن خوب البته مساله حله!!

اما موضوعی که باعث می شه مساله پیچیده تر از این حرفا باشه اینه که اصولا با توجه به روند آموزشی دانشکده ی ما طراحی در اکثر موارد با مواد و مصالح شروع می شه حتما برای اغلب ما این یه تجربه ی مشترکه که بعد از این که یه ایده ی کلی و مبهم توی ذهنمون ایجاد می شه در ادامه ی کار با ساختن ماکت کانسپتی می ریم سراغ جلو بردن اون ایده. بعضی ها هم اصولا شروع می کنن به کار با نرم افزارایی مثل اسکچ آپ و ... (که اون هم به تعبیر ما جزو همون مواد و مصالح به حساب میاد( ر ک : بخش دوم بسط ادبیات موضوع))

مساله ای که ما در این جا قصد بحث و بررسی اون رو داریم در واقع این موضوعات نیست بلکه اصولا بحث بر سر استعداد هر متریال برای یکسری و به تعبیر دیگه شاید یک کتگوری از ایده های فرمی و فضایی است و از اون مهم تر هم اتفاقا اعتیاد برخی دوستان به یک متریال خاصه. هر متریال برای خودش یه سری استعدادها و توانمندی های ذاتی داره که باعث میشه وقتی فردی طراحیش رو با اون متریال شروع می کنه ناخداآگاه بخشی از ایده ها و در واقع راه حل های احتمالی دیگه برای حل مساله رو که در ذات اون متریال تعریف نشده رو کنار بذاره مثال های بالا به وضوح حاکی از این مساله است هدف این مقاله هم در درجه ی اول حساس کردن این موضوع و در مرحله ی بعد ارایه ی راه حل های مناسب برای برون رفت از این به اصطلاح (و با کمی اغراق!) دیکتاتوری است.

منتها قبل از هر چیز لازمه بخشی از تعاریفمون رو در این مقاله بسط بدیم شاید اگه کمی پررو باشیم و اساتید هم چشم پوشی کنن به خصوص در تعریف مواد و مصالح به نوعی دست به بسط ادبیات موضوع هم زده باشیم .(الله اعلم!!)

ارسال کننده: سید امیر حسینی

ادامه نوشته

تاریخ امتحانات و تحویل پروژه ها

تمدید مسابقه عکاسی آفتاب سرخ 2

به درخواست عده ای ازدوستان عزیز، مهلت تحویل آثار تا 5 بهمن تمدید شد.

آثار خود را با ذکر مشخصات به آدرس Sabatt89@gmail.com ارسال نمایید.

شرکت برای عموم آزاد است.

افتخار آفرینان

 

   وقتی آدم، پا به دانشگاه می ذاره متوجه تفاوتش با بیرون می شه، محیطی که در عین قرار گیری در درون شهر، نزدیک اینجا و آنجا، بسیار متفاوت و دوست داشتنیه به خصوص اگه هراز گاهی، بزرگی، شخص شخیصی و خلاصه آدم معروفی رو تو دانشگاه، ببینی .

    حالا یه اتفاق دیگه هم رخ داده،  استاد محترم، خانم دکتر فاطمه مهدی زاده سراج به عنوان پژوهشگر برتر گروه هنر در سطح کشور، شناخته شدند؛ این هم به افتخارات دانشکدمون اضافه شد و خوشحالیم که اساتیدمون پویا و دوستدار دانش و پژوهش هستند.

   ما هم به نوبه خودمون از طرف همه دانشجویان دانشکده معماری، این افتخار را ( که پله ای برای آغاز رسیدن به منتهی الیه خوبیهاست به فال نیک می گیریم و ) به ایشان تبریک می گیم.

نگاهی بر ساختمان گروه صنعتی بهشهر

طبق قرار معهود ساعت 12.30 مقابل دانشکده قدیم با استقبال جمع کثیری (!!!)از دوستان خوش قول مواجه شدیم که در انتظار مسئولین دفتر بودند تا به سمت ساختمان گروه صنعتی بهشهر راه بیافتند، البته چون تعداد معدودی (!!!) از دوستان در پیچ و خم های این دانشگاه عظیم گرفتار شده بودند، صلاح را در آن دیدیم تا مدتی درنگ کنیم... اتوبوس به راه افتاد.

دست فرمون جناب راننده به قدری تحسین برانگیز بود که دوستان آمارگیر و مستند ساز از هر طرف به سمت پنجره های اتوبوس پرتاب شده و بقیه شدیدا دریا زده بودیم! البته جناب راننده تاکید فرمودند کسی نایستد ولی خب... بماند، ساعت 2 مقابل ساختمانی دل فریب پیاده شدیم.

دوستان را نظاره می کردیم که گیج زنان به دنبال مکان مورد نظر می گردند. بالاخره اطمینان حاصل شد که راه را درست آمده ایم! زمزمه هایی شنیده میشد که " خب مگه چی میشد ماروهم میبردن پردیس ملت؟" یا " بذار من بفهمم کی اینجارو پیشنهاد داد، بیب " عده ای امیدواری می دادند " حتما معماری داخلی مد نظر بوده! " و ...

دکتر خاکزند نیز دقایقی بعد به ما ملحق شده و همگی به داخل رهنمون شدیم. توضیحاتی داده شد مبنی بر اینکه این ساختمان در سال 1345 اجرا شده و نسبت به زمان خود و در برخی موارد زمان حال ارجحیت دارد! البته من همچنان صدای وزوز مغز دوستان رو می شنیدم که معتقد بودند باید به مکانی بس عجیب می رفتیم.

پس از هماهنگی های لازم به سمت حیاط مرکزی ساختمان رهسپار شدیم. ابتدا کتیبه های محرم را دیدیم که قسمت میانی حیاط را احاطه کرده بود.

با کنار زدن آنها گویی پرده شهر را کنار زدیم! آب نمایی دلربا (!) که در حصار محوطه چمن، محصور شده بود. پاپیتال ها تا عرش (!) ادامه داشتند، صدای قطرات آب که از آسمان (!) می بارید، نسیم خنکی که گرد و غبار شهر را از چهره ها می زدود و همه این زیبایی ها انسان را از خود بی خود می کرد!

دکتر خاکزند گوشزد کردند که اگر تمامی مکان های اداری این گونه باشند کسی خود را زودتر از موعد بازنشست نمی کند و راندمان کار نیز چند برابر خواهد بود!

حیاط را دور زده و از در مقابل به داخل ساختمان رفتیم، نورگیرهای گیرای موجود در راه پله انظار را می ربود!! به طبقه اول رسیدیم که در آنجا، پله، آسانسور و سرویس های بهداشتی در فضایی مناسب، قسمت خدماتی ساختمان را تشکیل می دادند. از آنجا به بالکنی که به حیاط مرکزی مشرف بود راهنمایی شدیم، گویی میان باغی با طراوت و زیبا باشی!! که در آن احساس آرامشی ژرف بر وجودت مستولی شود! من به شخصه آنقدر در خلسه فرو رفته بودم که از فرمایشات استاد غافل ماندم!

در آنجا گلدانی بود حاوی توپک های تیغالو که نام دقیقش را نمی دانم! همگی ما بی تاب شده بودیم تا حداقل ثانیه ای بر آن گیاه عزیز دست نوازشی بکشیم و یادگاری از این بهشت برچینیم!!!

که البته به خاطر حضور مسئولین ساختمان در کنار گلدان و برای حفظ آبروی دانشکده از آن چشم پوشی کردیم!! هر چند زیرکی بعضی بیشتر از نظارت مسئولین بود و در نهایت یکی از این گیاهان عزیز در جیب یکی از دوستان عزیز تر از جان بود!

پس از آن به آمفی تئاتر مجموعه رفتیم،

در این امفی تئاتر به جای آنکه پله پله تا سن برویم، برای دید بهتر حضار، ردیف صندلی ها در انتها منحنی وار می شدند. البته قسمتی بود که تعدادی صندلی بالای پله و در مکانی پرت تعبیه شده بود که شدیدا ما را مکدر کرد،

ولی پس از آنکه مسئول ساختمان توضیح دادند که اینها بعدا اضافه شدند، فهمیدیم سوتی از جانب دکتر اردلان نبوده و ما بیخودی به توانایی ایشان شک کردیم! سپس دوباره به حیاط مرکزی رفته و سر مست شدیم(!) البته قرار بود گریزی به پشت بام بزنیم که به علت اتمام ساعت اداری، نصیبمان نشد!

پس از آنکه از ساختمان بیرون آمدیم دوباره نگاهی به آن کردیم و دیدیم الحق ساختمان اداری مصفایی است فقط گرد و غبار شهر بر زیبایی های آن سایه افکنده! ورودی این مجتمع از مقرنس های مکعبی (!) تشکیل شده بود که از کثرت به وحدت می رسید و شدیدا مورد عنایت استاد قرار گرفته بود!

بعد از این بازدید همگی بر آن شدیم تا در آینده در سمت کارمند وزارت آموزش و پرورش در این ساختمان به فعالیت بپردازیم و هیچگاه خود را بازنشست نکنیم!!


ارسال کننده:                       

فاطمه خسروشاهی


اسکیسٌ و ما ادراکَ اسکیسٌ !!

اسکیسٌ و ما ادراکَ اسکیسٌ !!

اسکیس ٌ فعلٌ سریعٌ و یحتملُ مع التعجبِ والتحیّر....

اسکیسی ازجنس یادمان ،اسکیسی ازجنس یادآوری و تذکره ای برای خودمان و دیگران!

یادآوری روزها و کسانی که روزی همانند ما تنفس می کردند با این تفاوت که میان دو راهی ها، راه درست را جستند و حال بهتر از ما روزی خور خوان الهی اند....

المانی برای شهدا و یا اسکیسی با محوریت شهید وشهادت، آن هم در روزی که دانشجو محوراصلی  آن است، روزی که دانشجویان علت نامگذاری آن شده اند؛ دانشجویانی کارامد و هوشیار...

به پیشنهاد دانشکده و موافقت اساتید گروه معماری و با همکاری دفتر فرهنگی برای ارائه تبلیغات و... ، برآن شدیم که این دو نقطه عطف تاریخ ( نققطه ی عطفی محتوایی و نقطه عطف زمانی) را با هم و در کنار هم ببینیم  تا به یاری خداوند کریم، نتیجه ای باشد برای هر دو هدف.

آینده از آن کسانی است که زمان و مکان و شرایط موجود را برای خود مسخر کردند و از آن برای تعالی خود بهره جستند و در این میان آنان که بدنبال گذشت ثانیه ها و لحظات بودند، خود را نیافتند ، محک نزدند و خلاصه فرصت را از دست دادند...!

هرچند آدمی را فکرهای بسیار است ، اما خداکند که حق انتخاب عالی ترینها را خود ، از خود نگیریم  و عاقلانه وبدور از پیش داوریها ، قدمهایمان را تثبیت کنیم در زمانی که به هیچ وجه باز نخواهد گشت ... یادمان باشد که زمان برای افسوس ، هیچ تمهیدی ندارد!!

و آن روز برای تعدادی ،همانند سایر روزها بود، برای بعضی روزی کسل کننده و برای عده ای روزی برای استفاده از فرصتی تازه از راه رسیده...

و خدارا شکر که استاد گرامی، دکتر خاکزند، همکاری خود را از مجریان برنامه دریغ نکردند و جای بسی سپاس باقیست ، سپاسی از جنس عطر شقایقهای داغدار، شقایقهایی که داغ در دل دارند و تبسم بر لب!

و درانتها از بچه های مقدمات 1 و 2 تشکر میکنیم؛

عده ای بخاطر همراهی و شرکت در مسابقه  و عده ای به آن خاطر که ذهنمان را برای حلاجی مسائل و درک روابط وسعت بخشیدند !!!

اما بخش انتهایی مسابقه ، بخش زیبای تقدیر وتشکر است از همانهایی که زمان را غنیمت شمردند و تلاششان به ثمر نشست :

نفر اول :  سعید عبداللهی

نفرات دوم:   زهرا ابراهیمی بهفر و مریم احمدی یزدی

نفرات سوم: رخساره رنجبری،  مهسا صالحی فر و محمد مهدی صدوقی نکو


ارسال کننده:                  

مهسا تسلیمی

معرفی سایت دانلود مجلات روز دنیا

 

www.freemag.ir

همون طور که از اسم این سایت معلومه شما می تونید بعضی ازمجلات روز معماری که عموما به زبان انگلیسی هستند  رو از اینجا دانلود کنید اون هم رایگان.

ارسال کننده:                  

مهسا صالحی فر

دانلود کتاب آموزش اسکیس و راندو

مشخصات کتاب

نام کتاب : خودآموز اسکیس و راندو
نویسنده : رابرت اس اولیور
ترجمه : سیروس براردان
تعداد صفحات : 89 صفحه
زبان : فارسی
قیمت نسخه کامل و اصلی کتاب : 80 دلار

دانلود کنید

ارسال کننده:                         

فاطمه خسروشاهی

برگزاری سمینار تکتونیک

سمینار تکتونیک با ارائه دکتر صدیقی

زمان: یکشنبه 5 دی ماه، ساعت 12.30 تا 14.

مکان: آمفی تئاتر دانشکده معماری


ما چله نشین شب یلدای حسینیم

ما چله نشین شب یلدای حسینیم

ماتم زدگان غم عظمای حسینیم

ما غرق عزای پسر فاطمه هستیم

ما تا به سحر مست نوای یا حسینیم

گاهی مناسبت‌های دینی و ایرانی با هم تلاقی می‌کنند، که اگر این تلاقی همسو باشد بر شکوه جشن و شادیمان می‌افزاید. اما بعضی مواقع تقارن مناسبت‌های ملی و مذهبی ما به گونه‌ای است که با هم یکسان نیستند. مانند امسال که شب یلدا با ایام محرم مقارن شده‌اند. ماه محرم در بین ما شیعیان از حرمت و جایگاه خاصی بر خوردار است.

از رفتار والدینمان آموخته‌ایم که در این ماه بعضی رفتارها را انجام ندهیم. خیلی از حرمت‌هایی که امروزه آن را رعایت می‌کنیم جزء قوانین نانوشته ایرانیان شیعه است. مانند: متوقف شدن جشن ازدواج و تولد و غیره در این ایام. هر چند از لحاظ دینی و شرعی منعی بر آن نیست .

حتی برخی از انسان‌ها که در مواقع عادی معصیتی را انجام می‌دهند، در این روزها به حرمت عزای خاندان پیامبر، آن را ترک می‌کنند. روزهایی که وقایع آن آنقدر تلخ و ناگوار است که در روایات نقل شده است :

آسمان بر شهادت امام حسین(ع) گریسته است و تا چهل روز طلوع و غروبش در سرخی بوده است.امسال در شب یلدا با خانواده دور هم جمع شویم و بهتر است بزرگترها راجع به وقایع قیام امام حسین(ع) صحبت کنند. 

پیامبر اکرم(ص) می فرمایند:

فرزندانتان را بر سه خصلت تربیت کنید: دوستی پیامبرتان و دوستی اهلبیتش و تلاوت قرآن.

این روزها بهترین فرصت است تا حال و هوای خانه‌هامان به گونه‌ای باشد که عشق به امام حسین (ع) و حفظ حرمت‌های این ماه با جان خانواده ی مان عجین شود.

 ارسال کننده:                         

محمد مهدی صدوقی نکو