بهار می آید؛ با بوی سپید اقاقی، با عطرگل سرخ،با شمیم یشمی شبدر، با بوی روستایی علف های تازه، با عطر روح انگیز اطلسی، با رایحه رویایی باران و کاه گل.

 

بهار می آید؛ با غوغای غوک ها، با رقص ماهی ها، با قشقرق گنجشک ها، با چهچهه چلچله ها، با جیر جیر جیرجیرک ها، با قهقهه کبک ها، با آواز بلبلان، با نغمه پرندگان، با شیدایی پروانه ها، با جست و خیز غزالان رعنا و نافه مشکین آهوان ختا.

 

بهار می آید، با پاکی شبنم، با نگاه پر مهر آفتاب، با یک بغل شعر باد و باران، با زمزمه جویباران، با سرود آبشاران، با غلغل چشمه ساران، با تلاوت آبی دریا.

 

او می آید؛ با مهری از نور، با سبحه غنچه، با سجاده چشمه، رو به قبله گل سرخ در محراب ابروی نگار و در شبستان  چمن با خیل فرشتگان، و دست به دعا برمی دارد برای ظهور مهدی عج...

 

بهار می آید؛ اما گلایه ها داریم از آمدن بهار بی نگار،چرا که گل بی رخ یار خوش نباشد...

 

بهار آمد بهار آمد بهار من نیامد                        گل آمد گل عذار من نیامد

چراغ لاله روشن شد به صحرا                         چراغ  شام تار من نیامد

بهاران بی تو هرگز دلگشا نیست          به سبزه خرمی در گل صفا نیست

 

اللهم عجل لولیک الفرج


و سال نو هم مبارک..